شماره 41 فصلنامه حرفه هنرمند ویژه ی "تداعی های هنری" به چاپ رسید. ویژه نامه ای که بنظرم یکی از خواندنی ترین و جذاب ترین شماره های حرفه از کار درآمده!
یکایک مطالب این شماره نه تنها به مفهوم مناسبات میان متنی اختصاص دارد بلکه گویا این مفهوم در نسبت میان خود مطالب نیز یافتنی است. به عنوان مثال، مطلب بنده و آقای نجم آبادی به شکل جالب توجهی هر دو به موضوع خانه آن هم در فرهنگ و هنر آمریکایی اختصاص دارد!
با این همه مطلب کوتاهی نوشته ام که در ادامه بازنشر آن را شاهدخواهیم بود. توضیح اینکه زمان نوشتن مطلب مصادف شد با مرگ تئو آنگلوپولوس سینماگر شهیر یونانی. به ناخواه نام مقاله را عوض کردم به یکی از دیالوگ هایی که از سال های دور از فیلم گام معلق لک لک در ذهنم مانده بود:
برای رسیدن به خانه باید از چند مرز گذشت
تئو آنگلوپولوس،
و نیز تقدیم به خودش
همواره اقلیم گرایی یا Regionalism هنر آمریکایی را ستوده ام. آن سوی از رونق افتاده و پنهان مانده ی هنر آمریکایی را که با پروپاگاندا و سیاست و تبلیغات و انواع و اقسام گفتمان های فرهنگی و اجتماعی قرن بیستمی نسبت چندانی ندارد. ذهن تنیده در گیر و دارِ آب و خاک و زادبوم بیشتر معطوف به خود زندگی است تا آن فلسفه ای که می خواهد زندگی را معنا کند. به همین دلیل ردپای شمایل های محلی را باید محصول جریان سیال قلب دانست تا تعمدهای فکر! و نتیجه ی چنین برخوردی با هنر و زندگی بیشتر یک راز خواهد بود تا معما!
از این قرار،
من در زیر آسمان کبود و بیشه ی تاریک عکس استیگلیتز نمای روشن خانه ای تیر و تخته ای با سقف شیروانی( به قول خودشان Clapboard house) را می بینم و بس. یکی از مظاهر اقلیمی زندگی روستایی یا شهرستانی در آمریکا را. دیگر بعد از نه دهه عنوان موسیقی عکس برایم بی معناست. این بافت بومی خانه است که به مکان معنا می بخشد!
یک نسل بعد، پیشاروی تصویری از یکی از محبوب ترین نقاشان عمرم ایستاده ام. اندرو وایث را بیشتر در سقف همان خانه ای می بینم که در پسزمینه خود را به رخ می کشد و چکمه های ماهیگیری را محو می کند. بیست و چند سال بعد خانه همچنان پابرجاست و معناساز!
و باز یک نسل بعد، فتومونتاژی از جری اولزمن را پیش چشمانم دارم. آنقدر که خانه برایم بامعناست به داگروتیپ خانوادگی پیش رو نمی اندیشم. حکایت مالکینش را. زیرا دوام خانه ها بیشتر از عمر آدم هاست. چه آنان که در خانه ها میزیند، چه آنان که خانه ها را می نگرند و چه آنان که خانه ها را می نگارند!

آلفرد استیگلیتز،موسیقی،1922

اندرو وایث، چکمه های ماهیگیری،1949

جری اولزمن، بدون عنوان،1972