مطلب کوچکی نوشه بودم بر مقدمه ی کتاب عکس های رومین محتشم که سرانجام در روز جمعه ۱۳۹۵/۳/۷همراه با نمایش گزیده ای از عکس هایش در گالری راه ابریشم رونمایی شد. در اینجا بازنشر آن را می خوانیم. 

1331395

چشم اندازهای عریان

مهدی مقیم نژاد



نمی خواهم و نمی توانم عکس های رومین محتشم را برکنار از نام مؤلفش ببینم. عکس های رومین به معنایی خودبسنده ساده اند. یکدست و هموار نیستند و معلوم است از پیِ پروژه ای پیش بینی شده خلق نشده اند. تصاویر این کتاب تدریجی اند. با حس و حالی که از خلوت کردن با خود می آیند و به همین دلیل می توانند پراکندگی در موضوع و موضع را به انسجامی در اُنس با عکاسی تبدیل کنند.

ما در این کتاب با عناصر موضوعی بسیاری مواجهیم. تصاویر با عکاسی جاده ای و اجساد ماشین ها شروع می شود. سپس به حیوانات می رسد. بعد به انبوه ابژه های بیهوده، پس از آن به طبیعت بازمی گردد و در نهایت در دور و نزدیک گورستان ها پایان می پذیرد.از این نظر، ردیابی درونمایه عکس ها کار دشواری نیست وقتی تصوری از انهدام، پوسیدگی، فراموشی و تنهایی جا به جا خود را به رخ می کشد.

اما بنظرم اگر بخواهیم تفسیر های موضوعی کار رومین را برجسته کنیم اتفاقاً از اهمیت عکس ها کاسته ایم. این درست که عکس های این کتاب رام و آرامند و از حضور مستقیم انسان در آن خبری نیست اما به واقع آنچه وحدت عکس ها را در گرو خود دارد سویه ی تصویری و کیفیت فیزیکی ماهرانه ی آنهاست. این چشم اندازنگاری های ساده با به کار گیری نورها، طیف خاکستری ها و ایجاد عمق های بصری خالق اتمسفری یگانه اند که نفس عکاسی از چیزها را بسیار برجسته می کنند.دیگر فرقی ندارد که تاثیر حال و هوای عکس بر مخاطب گاه تغزلی است، گاه هولناک، گاه خونسردانه و با فاصله و گاه جادویی. مهم این است که همه ی این تأثیرات در نتیجه ی عملکردی به غایت عکاسانه بوجود می آید و در واقع عکاس از همین امور عادی تصویر و تصوری عکاسانه می سازد.

در شرایطی که عکاسی معاصر هر چه بیشتر با اتکاء مفرط به موضوعاتش تفسیر می شود شاید عکس های رومین محتشم بیش از حد عریان دیده شوند.اما چنانکه گفتم این سادگی خودبسنده است چرا که از خلوص مایه می گیرد. عکس های محتشم نه تکرار تجربیات تثبیت شده عکاسان طبیعت نگار است، نه چندان به آگاهی های چشم اندازنگاران معاصری همچون مایکل کنا می تواند پهلو زند و نه با قابلیت های تفسیری چشم اندازهای کسانی چون ریچارد میسراچ نسبتی دارد. دنیای عکاسی رومین به غایت شخصی است و محصول جریان سیال قلب. محصول سال ها کشف و شهود دنیای اطراف به زبان عکاسی. محصول نگاه ناظری که در تمام این سال ها شاهد دگرگونی های اقلیمی سرزمین اش بوده است بی آنکه تصاویر الزاماً به منطقی زیست محیطی ترجمه شود.در واقع او بارها پیش از آنکه ما از تبدیل شدن دریاها به بیابان و از تبدیل شدن بیابان به ذرات معلق در هوا "آگاه" شویم همه ی این سرنوشت محتوم را در افق دوربین اش رؤیت کرده بود.

و در نهایت اینکه، بنظرم عکس های رومین محتشم در بافت تاریخ عکاسی ایران است که می توانند نهایت هویت خود را بازیابند.در واقع، پیوند زدن این عکس ها به نام عکاسش یادآوری نسلی از دانش آموختگان عکاسی است که تلاش کردند در حد بضاعت خود عمل عکاسی را از فرآیندی صرفاً تجربی فراتر ببرند و آن را با آموزه های زیبایی شناختی و نظری جدید پیوند بزنند. رومین محتشم و انگشت شماری از هم نسلان او ضامن پیوستار تاریخی عکاسی ایرانند. میان آنچه پیش از آنان در جریان بود و آنچه پس از آنها تا به امروز رخ داده است. اگر کسانی فراتر از سلایق شخصی این آثار را چندان روزآمد نمی دانند اهمیتی ندارد. اهمیت در این است که روزآمدتر شدن عکاسی ایران در این سال ها حتماً از طریق رفتار هنرمندانی چون او با عکاسی، معنایی تاریخی خواهد یافت. از این بابت، آثار رومین محتشم به سهم خود ضرورتی است که نسل من و نسل پس از من هرگز نباید آن را فراموش کند.

صفحه 1 از 62
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی