امروز 30 دی ماه 1390 مصادف است با دومین سالگرد تأسیس گالری محسن و پایان نمایشگاه افتتاحیه این گالری. نمایشگاهی که با عنوان دیگری و با نمایشگاه گردانی علی اتحاد برگزار شد. در همان زمان متنی را در باره این نمایشگاه به زبان انگلیسی نوشتم که در روزنامه دیلی استار به چاپ رسید. از آنجایی که ترجمه ی فارسی این متن تا کنون در ایران خوانده نشده بازنشر آن را شاهد خواهیم بود:
اگر در خیابان های تهران به دوستی برخورده و حالش را بپرسید و اگر او بخواهد بدون هیچ ابراز احساسی به خنثی ترین شکل ممکن پاسخ شما را داده باشد به زبان محاوره ی فارسی خواهد گفت: اِی،هستم. این هستم شاید که ساده ترین و صادقانه ترین معادلی باشد برای مفهوم دازاین هایدگر. گونه ای بودن در جهان (being there) و اهمیت قائل شدنی ناخودآگاه برای این صرفِ بودن.بی هیچ حاشیه ای.و نفس بودن در جهان به هزار دلیل یعنی بودن در کنار دیگرانی که نیز هستند. همچون شما. و همین بودن های بسیار به گونه ای یکسره فطری شما را در معرض مناسبتی انسانی قرار خواهد داد. بودنی در کنار یکدیگر. حتی اگر چنین بودنی به معنای با هم بودن نباشد. اینکه معنای اصلی هستی انسان در مناسبت او با دیگر انسان هاست نکته ای است که در فرهنگ غرب از هوسرل گرفته تا مارتین بوبر ، لویناس ، سارتر و لکان، و در فرهنگ شرق کسانی چون سهروردی و ابن عربی به اندازه ی کافی بدان دقیق شده اند.
آنچه که تحت عنوان نمایشگاه دیگری از تاریخ8 تا 20 ژانویه 2010در گالری محسن تهران برگزار شد نیز به سهم خود بستری برای تفسیری امروزی است از معنای بودن در جهان و دامنه ی مناسبات میان انسان ها: به شکل دقیق تر، نسبت میان هنرمند و دیگرانی که لاجرم با آنها، در کنار یا در تقابلشان، می زید. و علی اتحاد، هنرمند و کیوریتور جوان و مستعد ایرانی با ظرافت تلاش کرده تا تنوع دیدگاه این هنرمندان و رویکردشان به موضوع را به بهترین شکل ممکن در معرض دید قرار دهد.
از میان آثار شاخص این نمایشگاه شاید تصویر درون آینه تنها کاری باشد که به شکلی مستقیم ما را به معنای دیگری در گفتمانی مشخص ارجاع می دهد(تصویر1). نیکو ترخانی در این اثر تمهیدی ساده را برگزیده و تصویر خود را در دو لت آینه در حالی نشان می دهد که با انبوهی از چهره های انسانی دیگر پوشانده شده است.اگر که از دید لکان مرحله ی آینه ای در رشد کودک نقطه ی گذاری است که او بدن خویش را به شکل مستقل تجربه کرده و میان خود و دیگران خط فاصل قاطعانه ای می کشد این فاصله در کار نیکو برخلاف رو به حذف شدن دارد. هنرمند در این اثر خود را در جایگاهی پذیرای نگاه دیگران می بیند و بیش از این، بر این نکته تأکید می ورزد که من از آنانی که سهمی در تکوین هویت من داشته اند جدایی ناپذیرم. به هر رو، کاربست چهره ی خود یا اشاره به عکس های خانوادگی نکته ای است که به شکل های گوناگون می توان آن را در آثار سمیرا اسکندرفر(تصویر2)، ژینوس تقی زاده(تصویر3)، فرید جعفری سمرقندی(تصویر4)، بهرنگ صمدزادگان(تصویر5) و سمیرا علیخان زاده(تصویر6) نیز شاهد بود.
در اثری دیگر می توان به رویکرد متفاوت ویدئوی بداهه ی خاورمیانه از باربد گلشیری اشاره کرد(تصویر7).او در این تصاویر سیاه و سفید که گویی با دوربین مدار بسته گرفته شده است با چهره ای پوشیده و محصور در کادری که سلولی انفرادی را تداعی می کند به مونولوگی طولانی می پردازد. در اینجا اهمیتی ندارد که به یکایک واژگان بی وقفه ی بداهه ی او دقیق شویم و از این طریق به نتیجه ای برسیم. معنای کار او در ایده ی اصلی آن نهفته است:هذیان های روشنفکری که در گفتار خویش خلاصه شده است. هم از این عمل زجر می کشد و هم به گونه ای شهوانی از آن لذت می برد. باربد در این اثر خویشتن خویش را در مبارزه ای بی امان با دیگری دیده است. این دیگری برای او روابطی پیچیده است که جو نظری مرتبط با هنر و هنرمند خاورمیانه را می سازد.در اینجا اگر خود باربد را نیز در بافت هنر همین منطقه از جهان قرار دهیم پس او از گزند لحن انتقادی خود نیز مصون نخواهد بود.او تا جای ممکن کوشیده تا با تأکید بر وجه آگاهانه ی اثر بعد شعاری آن را توجیه پذیر کند.
از زاویه ای دیگر، نیما اسماعیل پور در اثر آمریکایی ها می پرسند:"چه کسی به کشور ما حمله کرد؟" (تصویر8)با قرار دادن بیانیه ی جرج دبلیو بوش در تاریخ 20 سپتامبر 2001 در کنار تصاویری از واقعه ی 11 سپتامبر به بعد سیاسی معنای دیگری می پردازد. آنچه که در این باره واجد اهمیت است ریشه های تاریخی تفکری است که جهان شرق و غرب را به مثابه دو غیر از هم تفکیک می کند.از آن زمان که یونانی ها دنیای غیر یونانی را بربر می خواندند تا به امروز که به قول ادوارد سعید فرهنگ غرب جهان شرق را به مثابه یک غیر ابداع کرد ما با توهمی مواجهیم که شکل معاصر آن وجود این غیر در مقام یک تجاوزگر و یک خطر دائمی است. غیری که مسئولیت تمام ناامنی ها دنیای ما را به عهده دارد. امروزه خطر هسته ای عراق، ایران و کره شمالی و بنیادگرایی اسلامی همان نقشی را برای آمریکا بازی می کند که روزگاری بلوک شرق در گرماگرم جنگ سرد بر عهده داشت. معکوس این مسئله نیز نقش امپریالیستی آمریکا و غرب برای کشورهای خاورمیانه است. شاید اثر نیما پیشنهادی باشد بر ضرورت بازنگری در این غیریت(otherness).
به گونه ای دیگر، امیرعلی قاسمی در اثر پس زمینه ات را انتخاب کن (تصویر9)که بخشی از پروژه ای بزرگ تر است به ارائه ی مستندات خود از پرفورمنسی خیابانی پرداخته که طی آن به عنوان مسافری از تهران از شهروندان شهرهای گوناگون، و در اینجا برلین، خواسته است تا به عنوان یک رهگذر یکی از شمایل های تهران را برای عکس یادگاری برگزینند. امیرعلی در این اثر شوخ طبعانه ضمن تلاش برای بازسازی خاطرات شیرین عکس های توریستی برای لحظاتی فاصله ی مکانی کشورها را به بازی می گیرد و مدعوین را در شهر خود به یک توریست تبدیل می کند.
به شکلی دیگر،سهراب مصطفوی کاشانی در اثر روز آخر در سن آندریاس (تصویر10) به آدم ها و مکان های شهری مجازی هیئتی آشنا می بخشد.بنظرم در اینجا موضوع اصلی دنیای متن پیچیده و تأمل برانگیز بازی GTA است که امکان چنین تعاملی را میسر می سازد. بیگانگانی که در کارکرد یادمانی عکس های یادگاری سهراب بسیار بیش از انگاره های سینمایی خود باورپذیر می نمایند.
به عنوان یک نمونه ی متفاوت دیگر نیز باید به ویدئوی رعد و برق اثر حامد صحیحی(تصویر11) اشاره داشته باشیم که حضور دیگری را در شمایل پنهان فرشتگان آسمانی دیده است. راینر ماریاریلکه در مراثی دینو (Duino Elegies) بر این اعتقاد بود که این هیبت فرشتگان است که متأثرمان میدارد.در اینجا نیز فرشتگانی در سکوت و انتظار به سر می برند تا هنگام باران با صدای یک تندر بر ما نمایان شوند. اما بیش از این، این فرشتگان باید که رسانای پیامی نیز باشند. دلالت بن واژهی مَلَک (Mal`lach) در عربی وعبرانی و آنجلوس (Angelos) در یونانی بر همین است.
و به عنوان واپسین نمونه این نمایشگاه باید به اثری اشاره کنیم که تفاوت آن در ماهیتش نهفته است. موسیقی زیبای کاوه کاتب بی آنکه تصویری را به ما نشان دهد بهانه ای کافی است برای رهایی تخیلات و تصوراتمان. این موسیقی نه پس زمینه ی صرف دیگر آثار بل اثری مستقل است که می توان پس از بازدید از نمایشگاه در خیابان های تهران نیز با آن همراه بود. بی ترید بازنمایی دیگری همچون ذات این مفهوم پرونده ای گشوده است که به هیچ مجموعه ای ختم نخواهد شد. اما این نمایشگاه به ما یادآوری می کند تا با دقتی بیشتر به بودن خود در جهان بیاندیشیم. و این دست آورد کمی نیست.

تصویر شماره1

تصویر شماره2

تصویر شماره3

تصویر شماره4

تصویر شماره5

تصویر شماره6

تصویر شماره7

تصویر شماره8

تصویر شماره9

تصویر شماره10

تصویر شماره11
