04

 یاد-داشتی برای یحیی دهقانپور

به بهانه چاپ کتاب آن روز «او را» در باغچه کاشتند... 

دوهفته نامه تندیس، شماره۱۴۲، ۸ بهمن ۱۳۸۷


اثر هنری با خیلی چیز‌ها نسبت دارد. با آثار هنری دیگر، با مخاطب، با جامعه، باشرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ای که در آن به وجود آمده است. و شاید بیش و پیش از همهٔ این‌ها، با هنرمندش، با مؤلفش. و‌گاه، در پاره‌ای موارد، همین نسبت میان هنر و هنرمند آنچنان پررنگ می‌شود که موجودیت یکی بی‌پشتوانه دیگری ممکن نیست. و در این می‌ان، اثر هنری چنان به مؤلفه‌های شخصیتی هنرمندش گره می‌خورد که تو در ارزیابی خود لازم است بدانی که این آثار را چه کسی، در چه دورانی، در کجای‌گاه شمار عمرش، خلق کرده یا به نمایش گذاشته است! 
من هیچ وقت شاگرد مستقیم یحیی دهقانپور نبودم. اما همچون بسیاری از همنسلانم درباره خاطرات درس و بحث کلاس‌های او، بویژه در دهه۶۰، بسیار شنیدم و در این سال‌ها، دیدم که او چگونه و با چه تدبیری از وجاهت کاری‌اش محافظت می‌کند. اما نکته با اهمیت تری که در نمایشگاه اخیر او در گالری راه ابریشم برایم جذاب بود، به این هوشیاری تاریخی هنرمند برمی گشت که براستی اگر یحیی دهقانپور باشی، با چنان گذشته‌ای و چنین حالی، در دهه هفتم زندگی‌ات چه چیز را باید به نمایش بگذاری که خودت و مخاطبینت را به یکسان خشنود کند؟ 
تعبیر شخصی من چنین است:‌گاه چندان مهم نیست که بخواهی بعد از اینهمه راه و چاه، خصلت کاری خویش را به نمایش بگذاری! مهم نیست که بخواهی از توانایی‌های ذهنی و فناورانه‌ات چیزی به دیگری نشان دهی! مهم نیست که دیگر به عنوان استادی پیشکسوت بخواهی در بازار رقابتی نوستایی زنده بمانی! مهم نیست که بخواهی همچون یک جوان، خلاق و تازه به نظر برسی! و... مهم این است که همچنان اصیل باشی و یگانه! 
و به نظر من دهقانپور در نمایشگاه اخیرش چنین کرد. انتخاب موضوعی چون مراسم به خاک سپاری فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۵ و ارایه آن در سال۱۳۸۷، خود یک ابتکار بزرگ است. اینکه به چیزی ب‌پردازی که برای مخاطبینت همواره بار عاطفی سرشاری دارد. نوستالژیک است و عزیزکرده. افزون بر این، شیوه عکاسی هنرمند آنقدر ساده، موقرانه و بی‌اداواطوار است که گویی شاهد یک دهن کجی آگاهانه به هر چه تمهید خلاقانه در کار عکاسی هستیم. نه زاویه دید عجیب و غریبی، نه تمهید تکنیکی بخصوصی و نه هیچ چیز دیگری از این دست... اگر در این آثار ویژگی فناورانه‌ای وجود دارد، کیفیت مرعوب کننده نگاتیوهای اوست که چنین پرجزییات و بی‌خدشه رخدادی تاریخی را بازسازی کرده‌اند و... 
و به نظر می‌رسد، آثار دهقانپور بازگشتی ساده و بی‌پیرایه است به اصالت عکس‌های لحظه‌ای. به کارکرد اولیه و ذاتی عکس‌ها در نظاره و ثبت تاریخ. به یادآوری چهره‌هایی که برسازنده تاریخ فرهنگ معاصراین سرزمین‌اند. و صد البته که یحیی دهقانپور در این عکس‌ها وجه تاریخی خودش را پیش می‌کشد. قدمت و اصالت نگاه خویش را. بیش از این، تاریخمندی (Historicality) وجودی خویش را.... 
پی نوشت۱: در بازگشت از نمایشگاه یحیی دهقانپور مدام گزین گویه‌ای از نیچه به ذهنم می‌آمد که جوانی کردن و پیرشدن هنر می‌خواهد. باید بلد بود که چگونه زیست. 
پی نوشت۲: عکس مربوط است به شب افتتاحیه نمایشگاه انفرادی‌ام فصل دوم واقع نمایی‌ها در گالری شماره۶. بهمن ۱۳۸۸
صفحه 1 از 57
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی