تهرانِ بازآفریده


532932_4913994743814_2380390080977634282_n

یادداشتی بر کتاب «ساعتی در تهران» گزیده آثار عزیز ساعتی از عکس‌های صحنه و پشت صحنه فیلم‌های علی حاتمی، بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی در تهران

تهران عزیز ساعتی کتاب متفاوت و با معنایی است. نه به آن دلیل که از تصاویر دیدنی عکاسی چیره دست حکایت می‌کند و نه به آن دلیل که مروری بر آثار سینمایی سه فیلمساز بزرگ ایرانی محسوب می‌شود. بیش و کم هر دوی این سرفصل‌ها در مورد عکس‌های عزیز ساعتی صادق است اما اهمیت ویژه این تصاویر از جایی می‌آید که پیوند مشترک آن‌ها را در بازآفرینی تصویر «تهران» ببینیم. 

بیایید در شرایطی فرضی تصور کنیم آنچه در کتاب تهران می‌بینیم عکس‌های فیلم نیست. یعنی عکس‌هایی برگرفته از دنیای برساختهٔ سینماگران. بیایید بنا به خصلت استنادی عکس‌ها آن‌ها را در شرایطی «واقعی» قرار دهیم و با تن دادن به توهمی خودخواسته روایتی مستند از گذار تاریخ و فرهنگ در شهر «تهران» را متصور شویم. در اینصورت با چه پدیدهٔ عجیبی مواجه خواهیم شد! این فرا‌تر رفتن از دنیای خیالی سینما و میل به تحقق بخشیدن واقعیت چیز‌ها کمترین دست آوردش راهی است برای برون رفت از دنیایی درخود و بسته و بازگرداندن تخیل تصاویر به تاریخی که می‌توانستند ماحصل آن باشند. و البته بخش‌هایی از این کتاب (درخشان‌ترین آن‌ها به گمان من) نیز ما را برای پرورش همین ایده همراهی می‌کنند: درست آنجایی که عکس‌ها به شکل‌گاه به‌گاه از تصاویر مستند مکان‌ها، پشت صحنه‌ها و تصاویری که عمدتاْ برای بازبینی لوکیشن‌ها گرفته شده‌اند، در کنار عکس‌های صحنه در نوسان می‌مانند. یا به عبارت دیگر زمانی که عکس‌های صحنه را نیز در امتداد عکس‌های پشت صحنه بپنداریم. در اینصورت هر چه بیشتر به سمت تعلیق مرز میان خیال و واقعیت پیش رویم به جهان متن تازه تری رسیده‌ایم. تهران به مثابه شهری رازآمیز با خاطراتی محو و عجیب که هم دگرگون شده در دست تاریخ است و هم منظری از تاریخی دگرگون شده. و از سوی دیگر همنشینی آثار سه سینماگری که با دغدغه‌های متفاوت هر یک گوشهٔ متفاوتی از این گستره را دیده‌اند به کامل شدن همین معنای تاریخی-فرهنگی کمک درخوری می‌کند. 

در این تهران همه چیز هست: از صحنه آرایی‌های فاخر کاخ‌های قاجاری تا زندگی عامه مردم در کوچه و بازار، کاروانسرا‌ها، قهوه خانه‌ها، سقاخانه‌ها و غیره. و از همین جا به دورانی جدید‌تر می‌رسیم. به موزه آبگینه، به خیابان‌ها و کوچه‌های خاکی دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی. به دوران تجدد. به مدرسه انوشیروان دادگر. به محله‌های سپهسالار و سعدی و شاپور و امیریه. و چهرهٔ در حال دگرگونی آدم‌ها و شیوهٔ زندگیشان. و باز هم به امروز نزدیک‌تر می‌شویم. از شمیران برف گرفته تا جنوب شهر. تا سیروس و مولوی و خاوران. و سرنوشت مردمی که همچون شکل ظاهرشان باز هم تغییر می‌کند. 

شاید آنچه که از طریق واقعیت-تخیل عکس‌های ساعتی بر ما نمایان می‌شود ناظر بر روند تاریخی گاهشمارانه تهران نباشد -که نیست. اما جهان متن تازهٔ عزیز ساعتی با ما می‌ماند. جهان متنی که به ناگزیر جایی در پایان کتاب پایان می‌پذیرد. اما با ما می‌ماند. برای ما. و بی‌تردید برای آیندگان. آیندگانی که شاید بسیارشان چون ما ترجیح دهند تا کتاب «تهران» را از انت‌ها به ابتدا ورق بزنند!

سعید فداییان [ ۱۰ دى ۱۳۹۳ ]

ممنون استاد

در این تهران همه چیز هست: از صحنه آرایی‌های فاخر کاخ‌های قاجاری تا زندگی عامه مردم در کوچه و بازار، کاروانسرا‌ها، قهوه خانه‌ها، سقاخانه‌ها و غیره. و از همین جا به دورانی جدید‌تر می‌رسیم. به موزه آبگینه، به خیابان‌ها و کوچه‌های خاکی دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی. به دوران تجدد. به مدرسه انوشیروان دادگر. به محله‌های سپهسالار و سعدی و شاپور و امیریه. و چهرهٔ در حال دگرگونی آدم‌ها و شیوهٔ زندگیشان. و باز هم به امروز نزدیک‌تر می‌شویم. از شمیران برف گرفته تا جنوب شهر. تا سیروس و مولوی و خاوران. و سرنوشت مردمی که همچون شکل ظاهرشان باز هم تغییر می‌کند.


عالی بود
………………………………………..
پ: ممنون دوست عزیزم


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.